ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
91
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
عز الدين مسعود ، پس از آنكه بر مسند فرمانروائى استقرار يافت ، امير با بكر بن ميكائيل را گرفت كه از بزرگان امراء بود . از او خواست تا ترتيبى دهد كه برادرزادهاش قلعهء اربل را به امير فضل و ابو على ، پسران ابو الهيجاء تسليم كند . برادرزادهء امير با بكر ، اين قلعه را به سال 517 هجرى گرفته بود . امير با بكر ناچار براى برادرزادهء خود پيام فرستاد كه قلعه را تسليم كند . او نيز قلعهء اربل را در اختيار دو برادر مذكور گذارد . بروز اختلاف در ميان المسترشد بالله و سلطان محمود ميان سعد الدوله يرنقش زكوى ، شحنهء بغداد و نايبان خليفهء عباسى ، المسترشد بالله ، نفرت و انزجارى وجود داشت و خليفه او را پيوسته تهديد مىكرد . يرنقش بر جان خود بيمناك شد و در ماه رجب اين سال از بغداد به سوى درگاه سلطان محمود سلجوقى روانه گرديد . او در خدمت سلطان محمود ، از دست المسترشد باللّه شكايت كرد . او سلطان محمود را از جانب خليفهء عباسى بر حذر داشت و آگاهش ساخت كه خليفه اكنون لشكريانى را در زير فرمان دارد و جنگهائى ديده و توانائى و نيرو يافته است . هر گاه محمود به قصد تصرف عراق و ورود به بغداد شتاب نورزد ، نيروى خليفه فزونى گيرد و شمارهء سپاهيان وى بيشتر شود و بهتر خواهد توانست كه از تسلط محمود به عراق جلوگيرى كند . بدين ترتيب اگر سلطان محمود سستى نمايد ، روزى خواهد رسيد كه آنچه اكنون به خاك